العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
309
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
رسيدند . آنها در تجارت خود سود بردند و خداوند كريم راهها را بر آنها آسان كرد ، آنها مردمانى باهوش و زرنگ هستند ، دنيا آنها را به طرف خود كشيد ولى آنان دنيا را قبول نكردند و هر چه خود را به آنها نشان داد ولى سرانجام عاجز گرديد . آن جماعت هنگام شب قدمهاى خود را به هم نزديك مىكنند و مشغول تلاوت قرآن مجيد مىگردند و آنها با آداب قرائت مىكنند ، يا امثال قرآن خود را موعظه مىفرمايند و از داروهاى شفابخش آن بهبودى مىيابند . آنها صورتها و دستهاى خود را بر زمين مىگذارند و زانوهاى خويش را بر زمين مىچسبانند و خداوند را سجده مىكنند ، اشكها بر چهرهها جارى مىگردند ، و خداوند جبار را تعظيم مىنمايند و براى آزادى خود به خدا ملتجى مىشوند و اين است وضع شبهاى آنها . اما روزها مردمانى حليم ، عالم و متقى و پرهيزكار هستند از ترس خداوند مانند تيرها باريك شدهاند ، گمان مىكنند آنها بيمار هستند در صورتى كه آنان بيمارى ندارند ، گروهى خيال مىنمايند آنها ديوانه مىباشند در صورتى كه ديوانه هم نيستند . آنها از عظمت خداوند مانند ديوانگان شدهاند و از حكومت و سلطنت او وحشت دارند دلهاى آنها ترسان و دل آنان لرزان شده و عقل آنها زائل گرديده است ، هنگامى كه از حال خوف و خشيت بيرون مىگردند دنبال كارهاى نيك مىروند . آنان از كارهاى كم راضى نيستند و كارهاى خوب را زياد نمىدانند ، آنها همواره خود را متهم مىدانند و از اعمال خود مىترسند ، اگر كسى از آنها تعريف كند از گفتههاى او مىترسند و مىگويند ما به كارهاى خود واقف هستيم و خداوند از حال ما آگاه است . آنها در برابر واصفان مىگويند بار خدايا ما را به آنچه واصفان مىگويند مواخذه مكن و مرا بهتر از آنچه آنها مىپندارند قرار بده ، و بيامرز آن گناهانى را كه